پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

عشق، هرکس را ز باغی کرده گل در دامنش

ما و دود گلخن و موسی و نار ایمنش

بر ملایک تهمت آتش‌پرستی بسته‌اند

بس که می‌گردند شب تا روز، گرد گلخنش

گلخنی کش طعمه آتش نهال طوبی است

خار و خس بیهوده می‌گردند در پیرامنش

خویش را در عشق او رسواتر از مجنون کنم

گر نباشد باعث رسواشدن، عشق منش

بوسه پیکان تیرش بر لب زخمم حرام

در قیامت گر شود خونم وبال گردنش

لذت آتش‌پرستی بر دل قدسی حرام

گر بود از گوشه گلخن، هوای گلشنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویش
  2. شمارهٔ ۳۱۵کَنم به ناخن حسرت، بدن من درویش
  3. شمارهٔ ۳۱۶بسی چون سایه افتادم به پای سرو آزادش
  4. شمارهٔ ۳۱۷روشن شود ز دود دماغم چراغ فیض
  5. شمارهٔ ۳۱۸تازه شد با شعله در بزم تو پیمانم چو شمع
  6. شمارهٔ ۳۱۹نیافت منصب پروانه چراغم شمع
  7. شمارهٔ ۳۲۰غیر آه و اشک حسرت نیست در بارم چو شمع
  8. شمارهٔ ۳۲۱فسرده صحبتم از انتظار گریه شمع
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.