پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

ای با رخ تو خال سفید و سیاه و سرخ

چون دیده غزال سفید و سیاه و سرخ

عکس رخ تو و آن خط شبرنگ کرده است

آیینه را جمال سفید و سیاه و سرخ

بنما به رنگ چون شفق از زیر ابر زلف

ابروی چون هلال سفید و سیاه و سرخ

گردیده دست و جوهر تیغت ز خون خصم

در عرصه جدال سفید و سیاه و سرخ

سنبل شکفت و لاله دمید و شکوفه ریخت

بر پای هر نهال سفید و سیاه و سرخ

بیچاره زرپرست ز غم مرد تا که برد

یک پاره وبال سفید و سیاه و سرخ

قصاب عید شد که چو طاووس گل‌رخان

سازند روی و بال سفید و سیاه و سرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸کی تواند هر طبیبی چاره هجران کند
  2. شمارهٔ ۹۹ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
  3. شمارهٔ ۱۰۰بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود
  4. شمارهٔ ۱۰۱به عشقی کرده‌ام در بحر مأوا تا چه پیش آید
  5. شمارهٔ ۱۰۲بیرون خیالت از دل غافل نمی‌رود
  6. شمارهٔ ۱۰۳اسیران را زیانی از گرفتاری نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۱۰۴به هر نفس دلم از داغ یار لرزد و ریزد
  8. شمارهٔ ۱۰۵عزیزا چون به من دل مهربان کردی خوشت باشد
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.