پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

تنها در این هوا نه همین آب کرده یخ

شیر فلک به کاسه مهتاب کرده یخ

در کنج غنچه لب شیرین گل‌رخان

از سردی آب بوسه چو عناب کرده یخ

بیدار دانی از چه نگردند گل‌رخان

در رهگذار دیده‌شان خواب کرده یخ

در آتش تنور جهان‌سوز کله‌پز

قلاب آب و دیزی سیراب کرده یخ

استاد و کاسه‌شور و خریدار مانده خشک

دیگ حلیم و کاسه قنداب کرده یخ

باغ و درخت و چشمه و بستان و باغبان

کشت و زمین و حاصل ارباب کرده یخ

چوپان و چوب و لاشکش و گوسفند و گاو

ساطور و سنگ و مصقل قصاب کرده یخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷آن را که داغ عشقش پا تا به سر نباشد
  2. شمارهٔ ۹۸کی تواند هر طبیبی چاره هجران کند
  3. شمارهٔ ۹۹ندارد مرگ هر کس کشته آن تیر مژگان شد
  4. شمارهٔ ۱۰۰بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود
  5. شمارهٔ ۱۰۱به عشقی کرده‌ام در بحر مأوا تا چه پیش آید
  6. شمارهٔ ۱۰۲بیرون خیالت از دل غافل نمی‌رود
  7. شمارهٔ ۱۰۳اسیران را زیانی از گرفتاری نمی‌باشد
  8. شمارهٔ ۱۰۴به هر نفس دلم از داغ یار لرزد و ریزد
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.