پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

بوی عود و بید در مجمر مشخص می‌شود

حق و باطل در صف محشر مشخص می‌شود

من ز لعل یار گویم خضر ز آب زندگی

این تفاوت در لب کوثر مشخص می‌شود

دعوی یاران اطلس‌پوش و رند شال‌پوش

در حضور حضرت داور مشخص می‌شود

می‌توان روشن‌دلان را آزمودن در لباس

گرمی آتش ز خاکستر مشخص می‌شود

ناوک مژگانش از جانم کش و نظاره کن

خوبی فولاد از جوهر مشخص می‌شود

عاقبت یکرنگی ما با محبان دگر

در رکاب حیدر صفدر مشخص می‌شود

غم مخور قصاب فردا در صراط المستقیم

هرچه هست از مظهرِ مظهر مشخص می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲بیرون خیالت از دل غافل نمی‌رود
  2. شمارهٔ ۱۰۳اسیران را زیانی از گرفتاری نمی‌باشد
  3. شمارهٔ ۱۰۴به هر نفس دلم از داغ یار لرزد و ریزد
  4. شمارهٔ ۱۰۵عزیزا چون به من دل مهربان کردی خوشت باشد
  5. شمارهٔ ۱۰۶هر دم از شوق تو چشم اشکبارم گل کند
  6. شمارهٔ ۱۰۷در حدیث لعلش آتش از زبانم می‌چکد
  7. شمارهٔ ۱۰۸برافکندی ز رخ تا پرده ظلمت از جهان گم شد
  8. شمارهٔ ۱۰۹لبش بر گردن عاشق بسی حقّ نمک دارد
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.