پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

روزی که کرد گردون غم‌های یار قسمت

ما را رساند بر دل زان غم هزار قسمت

دادند جا غمت را پنهان درون دل‌ها

داغ تو را نمودند در لاله‌زار قسمت

از عارض و خط تو گلزار رنگ و بو را

بگرفت تا نماید در هر بها‌ر قسمت

روزی که حسنت از رخ برقع گشود دل را

کردند نوری از آن آیینه‌زار قسمت

تا زلف سرکش او آشفته بود کردند

تاری از آن میان بر شب‌های تار قسمت

تا کشتگان نازش ساکت‌ شوند کردند

گردی ز کوی او را بر هر مزار قسمت

از هر کجا گذشتی خاک از دو دیده مردم

چون توتیا نمودند زان رهگذار قسمت

تا هر دلی که باشد بی‌بهره زان نماند

درد تو را نمودند چندین هزار قسمت

تقصیر گلستان چیست کردند روز اول

افغان به عندلیبان گل را به خار قسمت

در دام چین زلفت از بس نمانده جایی

یک لحظه می‌نمایند چندین شکار قسمت

از خوان دهر قصاب جز خون دل نخوردیم

تقصیر ما چه باشد این کرده یار قسمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت
  2. شمارهٔ ۶۱می‌کنم طوفی نمی‌دانم که طوف کوی کیست
  3. شمارهٔ ۶۲پیش شمشیر تو تسلیم شدن دین من است
  4. شمارهٔ ۶۳یک نفس بی یاد جانان زندگانی مشکل است
  5. شمارهٔ ۶۴در کف عاشق به غیر برگ کاهی بیش نیست
  6. شمارهٔ ۶۵اگر داغ جنون خون بر دل ما می‌کند مرد است
  7. شمارهٔ ۶۶به رخ شکستن طرف کلاه بابت کیست
  8. شمارهٔ ۶۷یاد تو مونس شب تار دل من است
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.