پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

یاد تو مونس شب تار دل من است

داغت گل همیشه بهار دل من است

چرخی که نه رواق فلک زیر بال او است

در صیدگاه عشق شکار دل من است

گشتن شهید تیغ تو نقشی است بر مراد

جان باختن به خصم قمار دل من است

هر تار زلف مرغ دلم را شد آشیان

هر حلقه‌ای ز دام حصار دل من است

پیدا است از صفای رخش عکس راز من

رخسار یار آینه‌دار دل من است

چندین هزار آرزو اینجا است در شنا

گویی میان بحر کنار دل من است

چون قد کشید آه مرا خرم است باغ

چون چشمه کرد داغ بهار دل من است

قصاب طی مرحله‌ام تا تپیدن است

خون خوردن مدام مدار دل من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹در شهربند عمر که کس را دلیل نیست
  2. شمارهٔ ۷۰آن کس که بار عشق به آهی کشیده است
  3. شمارهٔ ۷۱منم که وصف تو آرایش بیان من است
  4. شمارهٔ ۷۲بر سر تو را چو طره کاکل شکسته است
  5. شمارهٔ ۷۳آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار اوست
  6. شمارهٔ ۷۴سرم ز مَندَل و دوشم گر از عبا خالی است
  7. شمارهٔ ۷۵ماییم که جز اشک ندامت بر ما نیست
  8. شمارهٔ ۷۶آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.