پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

در شهربند عمر که کس را دلیل نیست

چیزی به غیر دردسر و قال و قیل نیست

بسیار در قلمرو صورت جمیل هست

اما یکی به خوبی صبر جمیل نیست

وامانده‌ای که تشنه‌لبِ آب رحمت است

هیچ احتیاج او به لب سلسبیل نیست

پوشیده دیده بگذر از این دشت هولناک

در راه عشق به ز توکل دلیل نیست

مالک ز محکمیش زند بر در جحیم

قفلی به تنگ‌درزی مشت بخیل نیست

بستیم راه سیل به فرعون با نگاه

ما را شکاف دیده کم از رود نیل نیست

بخت سیاهم از کجک حرص می‌برد

جایی که زور پشّه کم از زور فیل نیست

قصاب قول صائب دانا بگو که گفت

اینجا مقام پر زدن جبرئیل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱منم که وصف تو آرایش بیان من است
  2. شمارهٔ ۷۲بر سر تو را چو طره کاکل شکسته است
  3. شمارهٔ ۷۳آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار اوست
  4. شمارهٔ ۷۴سرم ز مَندَل و دوشم گر از عبا خالی است
  5. شمارهٔ ۷۵ماییم که جز اشک ندامت بر ما نیست
  6. شمارهٔ ۷۶آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت
  7. شمارهٔ ۷۷کوی یار است و به هر گوشه بلا ریخته است
  8. شمارهٔ ۷۸باد رنجور آن تنی کز درد او بیمار نیست
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.