پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

به رخ شکستن طرف کلاه بابت کیست

نموده ماه در ابر سیاه بابت کیست

تفرج تو ز نزدیک صد خطر دارد

ز دور سوی تو کردن نگاه بابت کیست

چو نیست رخصت اظهار داستان فراق

کشیدن از دل پر درد آه بابت کیست

ز لطف اگر بنمایی ترحمی بر ما

نگاهکی کنی ار گاه‌گاه بابت کیست

ابا ز بردن دل می‌کنی در این نوبت

ز غمزه تو گرفتن گواه بابت کیست

بروز خویش چو خط سر زد از رخش قصاب

سفر نمودن شب‌های تار بابت کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸با تو همین یک سخنم آرزو است
  2. شمارهٔ ۶۹در شهربند عمر که کس را دلیل نیست
  3. شمارهٔ ۷۰آن کس که بار عشق به آهی کشیده است
  4. شمارهٔ ۷۱منم که وصف تو آرایش بیان من است
  5. شمارهٔ ۷۲بر سر تو را چو طره کاکل شکسته است
  6. شمارهٔ ۷۳آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار اوست
  7. شمارهٔ ۷۴سرم ز مَندَل و دوشم گر از عبا خالی است
  8. شمارهٔ ۷۵ماییم که جز اشک ندامت بر ما نیست
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.