پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

از لبش گفتار و گفتار از دهن نازک‌تر است

گرچه لعلش نازک است اما سخن نازک‌تر است

می‌شود مدهوش عطرش هر نفس دل چون کنم

وصف خالش را که از مشک ختن نازک‌تر است

گر شود از شیشه شبنم جراحت دور نیست

پشت پای او که از برگ سمن نازک‌تر است

از نگاه من غبارآلود می‌گردد دلش

خاطرش در زیر چندین پیرهن نازک‌تر است

مستمع را در نظر الفاظ نازک خوش نماست

پیش ما قصاب معنی از سخن نازک‌تر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷خاک رخسارش که دل در پیچ و تاب انداخته است
  2. شمارهٔ ۴۸چرخ از آن روزی که سرگردانی خود دیده است
  3. شمارهٔ ۴۹آخر آن وحشی نگه بر دل ره تدبیر بست
  4. شمارهٔ ۵۰چرخ مینا رنگ هر زهری که در پیمانه ریخت
  5. شمارهٔ ۵۱کوکبم شد تار و سالم خشک و ماهم پاک سوخت
  6. شمارهٔ ۵۲از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است
  7. شمارهٔ ۵۳مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست
  8. شمارهٔ ۵۴رفته‌رفته رفتم از یادت ببین احوال چیست
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.