پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را

کز تنگی جا بسته به من راه نفس را

این چشم پرآشوب نگاهی که تو داری

مستی است که بندد به قفا دست عسس را

چون بر نکشم آه و فغان از دل صد چاک

از ناله چه سان منع توان کرد جرس را

یا رب نشود کشته به شمشیر جفایت

هر کس که به دل راه دهد غیر تو کس را

از دامنت ای شاخ گل گلشن خوبی

کوته نکند خار جفا دست هوس را

از کوی تو عنقا نتوانست گذشتن

کی قوت پرواز بود بال مگس را

شد عرصه جولانگه تو دیده قصاب

هرگه که برانگیختی از نار فرس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را
  2. شمارهٔ ۲۱چند روزی شد که حیرانم نمی‌دانم چرا
  3. شمارهٔ ۲۲تا نگاه دل‌فریبش در نظر دارد مرا
  4. شمارهٔ ۲۳افزود عکس رویش خوش بر صفای مینا
  5. شمارهٔ ۲۴بازآ که دل از داغ تو آراسته تن را
  6. شمارهٔ ۲۵تا کرده محبت هدف تیر تو جان را
  7. شمارهٔ ۲۶ای خرم از نسیم وصالت بهارها
  8. شمارهٔ ۲۷دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.