پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

ای خرم از نسیم وصالت بهارها

گلچین بوستان رخت گلعذارها

اشجار باغ را به نظر گر درآوری

نرگس به جای برگ بروید زخارها

بنمای رخ به ما که ز حد رفت کار دل

گیرد قرار تا دل ما بی‌قرارها

دل کارخانه‌ای است رگ و ریشه پود و تار

تا دیده‌ای گسسته ز هم پود و تارها

مطرب به نغمه کوش که یک‌دم غنیمت است

تا پرده بر نخاسته از روی کارها

در آب رفت نوح و تو در خواب غفلتی

بستند همرهان همه بر ناقه بارها

عالم تمام یک شب و یک روز بیش نیست

قصاب چند سیر کنی در دیارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸کی ز جور دهر کم فرصت الم داریم ما
  2. شمارهٔ ۲۹مگر آن آتشین‌خو آگه از بخت من است امشب
  3. شمارهٔ ۳۰گفتگویت در تبسم می‌کند شکر در آب
  4. شمارهٔ ۳۱عمریست در خیال تو از روز تا به شب
  5. شمارهٔ ۳۲گر شود آن شوخ با من مهربان دارم عجب
  6. شمارهٔ ۳۳روشن شده از حسن تو کاشانه‌ام امشب
  7. شمارهٔ ۳۴هر کجا عکس جمال یار می‌افتد در آب
  8. شمارهٔ ۳۵چو رخ برتافت دیدم طره گیسوی یار امشب
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.