پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

آن روز که کردند به دل تخم وفا سبز

شد درد فراوان و نگردید دوا سبز

دل را دگر از عکس خط لاله‌عذاران

چون آینه گشته در و دیوار سرا سبز

آتش زده بر خشگ و تر هستی عاشق

تا که به بر همچو گل سرخ قبا سبز

مور است فتاده گذرش بر شکرستان

یا خضر خطت گشته لب آب بقا سبز

بس خرمی از خاطر احباب رمیده است

طوطی نکند جلوه در آیینه ما سبز

خرم نشد از گریه و آهم دل ناشاد

غم‌خانه ما را نکند آب و هوا سبز

قصاب شده خون تو پامال نگاری

کانجا نتوانی شدن از بیم جفا سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲گر شوی آشنا به سوز و گداز
  2. شمارهٔ ۱۷۳بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز
  3. شمارهٔ ۱۷۴در دلم عیشی که می‌بینم غم یار است و بس
  4. شمارهٔ ۱۷۵آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس
  5. شمارهٔ ۱۷۶غرقه دریای عشقیم از کنار ما مپرس
  6. شمارهٔ ۱۷۷حجاب از رخ چو بردارد نگاهش
  7. شمارهٔ ۱۷۸گه انیس دشت و گاهی محرم گلزار باش
  8. شمارهٔ ۱۷۹به نوعی گرم رفت از سینه بیرون تیر مژگانش
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.