پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ز تأثیر محبت سوخت در دل کینه عاشق را

ز آه آتشین گرم است لب تا سینه عاشق را

به ما سرتاسر هر هفته می خوردن شگون دارد

نمی‌باشد تفاوت شنبه و آدینه عاشق را

نیاز و ناز را چون شیر و شکر در زبان دارد

بود با جان برابر قاصد دیرینه عاشق را

ز شوخی تنگ در بر عکس جانان را کشد هر دم

نمی‌باشد رقیبی بدتر از آیینه عاشق را

برای زیب تن قصاب بر بالای قربانی

بود بهتر ز اطلس خرقه پشمینه عاشق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ز هر جانب که آن سرو روان خندان شود پیدا
  2. شمارهٔ ۱۶بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
  3. شمارهٔ ۱۷پیچ و تاب زلف مشکینت شده زنجیرها
  4. شمارهٔ ۱۸صیاد به من تنگ چنان کرده قفس را
  5. شمارهٔ ۱۹عشقت چو شمع سوخت سراپا تن مرا
  6. شمارهٔ ۲۰بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل را
  7. شمارهٔ ۲۱چند روزی شد که حیرانم نمی‌دانم چرا
  8. شمارهٔ ۲۲تا نگاه دل‌فریبش در نظر دارد مرا
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.