پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۴

«کل یوم هو فی شان » ز چه کردند بیان؟

یعنی: اوصاف کمال تو ندارد پایان

جلوه حسن ترا غایت و پایانی نیست

هر زمان صورت دیگر شود از پرده عیان

خیره گشتند درین طلعت و حیران ماندند

در تماشاگه عین تو، عیون اعیان

«الله الله » ازان منطق موزون لطیف!

«الله الله » ازان لطف معانی و بیان!

باده یک، جام یکی، شیوه هریک نوعی

مگر این مشکل ما کشف کند پیر مغان

سید ملک ابد، واقف اسرار ازل

کیست درملک و ملک؟ حضرت انسان، انسان

طالب راه خدا کیست درین بحر عمیق؟

آنکه معطوف کند جانب مقصود عنان

تا سبک روح شوم، تازه حیاتی یابم

هله! ای ساقی جانها،بده آن رطل گران

قاسم، از عین یقین گوهر خود را بشناس

عارف سر قدم، منبع عین عرفان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۶گر شیر نه ای، بگذر ازین بیشه شیران
  2. شمارهٔ ۵۲۷گفت حق: «کل من علیها فان »
  3. شمارهٔ ۵۲۸ما که مستان خرابیم درین دیر مغان
  4. شمارهٔ ۵۲۹مقررست و معین بحجت و برهان
  5. شمارهٔ ۵۳۰میان باطن جانی و جان تویی، ای جان
  6. شمارهٔ ۵۳۱همه بودند که گفتند بپیدا و نهان
  7. شمارهٔ ۵۳۲همه جا اوست شاه جاویدان
  8. شمارهٔ ۵۳۳جگر پردرد و دل پر خونم، ای جان
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.