پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶

بقدر جام بود شور و حالت مستان

هزار جان گرامی فدای رطل گران

اگرچه طاقت رطل گران بوسع تو نیست

ز دست ساقی باقی پیاله ای بستان

ازان شراب که مدهوش اوست ملک و ملک

ازان شراب که مستست ازو زمین و زمان

ازان شراب که مدیون اوست جان و خرد

ازان شراب که موقوف اوست امن و امان

ازان شراب که سلطان کشد شود درویش

ازان شراب که درویش را کند سلطان

ازان شراب که ناهید را برقص آرد

ازان مئی که کند آفتاب را رخشان

ازان شراب که پیران جوان شوند ازو

ازان مئی که کند پیر را جوان جوان

زهی شراب و زهی شورش و زهی مستی!

زهی عطا و زهی منت و زهی احسان!

ز شرب عشق تو مستیم همچو آتش تیز

زهی حرارت باده! زهی حلاوت جان!

بشکل سکر بود شکر هر کجا باشد

اگرچه شکر ندارد نهایت و پایان

ز شکر آب شدم، پس شراب ناب شدم

شرابخانه شدم، هرچه خوانیم، می خوان

ز قاسمی نظر لطف خویش باز مگیر

که قاسمی ز تو دارد حیات جاویدان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۸بیا، که عشق برافراخت سنجق سلطان
  2. شمارهٔ ۵۰۹تربیت میکند مرا جانان
  3. شمارهٔ ۵۱۰تن زنده بجان آمد و جان زنده بجانان
  4. شمارهٔ ۵۱۱جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان
  5. شمارهٔ ۵۱۲چندان که گفتم: خاطر مرنجان
  6. شمارهٔ ۵۱۳حیات تن ز جان آمد، حیات جان ز جان جان
  7. شمارهٔ ۵۱۴خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟
  8. شمارهٔ ۵۱۵دل با تو نظر دارد، اما نظری پنهان
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.