پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

دوش آن مه دو هفته من با هزار فن

آمد بمیل صحبت مستان ذوالمنن

عیاش و سرفراز و جهان سوز و جامه چاک

طناز و ترکتاز و دل افروز و پر فتن

پرناز و بی نیاز و معربد، عجب عجب!

سرمست و پای کوب و غزل خوان و غمزه زن

از ناز کج نهاده کله را و جنگ جوی

دشنه بکف گرفته و تشنه بخون من

گفتا: برو بکوی سلامت، که غافلی

از ذوق جام باده مستان و درددن

ای مقتدای شهر، که محروم و غافلی

از دولت مساعد رسوای انجمن

اوصاف حسن تست غزلهای بلبلان

حیران آن جمال گل و لاله در چمن

ذرات کون رو بتو دارد بهر طریق

مستان جام تست: اگر یخشی، گر یمن

قاسم شکست شیشه تقوی و ننگ و نام

از اقتضای زلف چلیپای پرشکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴سامان عیش نیست درین دار پر فتن
  2. شمارهٔ ۴۹۵طالبانی که اسیرند درین حبس بدن
  3. شمارهٔ ۴۹۶من بجانان زنده ام، گر باز دانی این سخن
  4. شمارهٔ ۴۹۷یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن
  5. شمارهٔ ۴۹۸آن ماه مسافر سفری کرد ز کرمان
  6. شمارهٔ ۴۹۹ای ساقی دل و جان، ای نور چشم اعیان
  7. شمارهٔ ۵۰۰ای عاشقان، ای عاشقان، هنگام آن شد کز جهان
  8. شمارهٔ ۵۰۱این چنین مست و معربد بکجا؟ ای دل و جان
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.