پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

خرده بینان طریقت همه صرافانند

که بیک جو درم ناسره را نستانند

دور ماندند ز دیدار تو سودازدگان

همه حیران وعجب مانده که چون می مانند؟

دل و جانها ز تو مستند بدانسان که مپرس

جمله ذرات سراسیمه و سرگردانند

جمله ذرات جهان،کافر و مؤمن،شب و روز

همه از شوق تو مستند و ترا می خوانند

خلق از مرگ گریزان و سراسیمه شوند

عاشقانند که در روز اجل خندانند

همه عشاق تو،گر لیلی،اگر مجنونند

بنده حکم تو، گر خسرو،اگر خاقانند

عاشقانت همه یک مذهب و یک دین دارند

اگر از ملک هراتند و گر از کاشانند

جان پاکیزه بدست آر و بگو فاش و مترس

عشق و معشوقه و عاشق همه جان در جانند

قاسمی،نادره خلق جهان انسانست

عاشقان از همه سو نادره انسانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
  2. شمارهٔ ۳۰۸بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
  3. شمارهٔ ۳۰۹بیمن دولت محبوب عاقبت محمود
  4. شمارهٔ ۳۱۰تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود
  5. شمارهٔ ۳۱۱دل آینه صورت و معنیست عجب بود
  6. شمارهٔ ۳۱۲رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود
  7. شمارهٔ ۳۱۳ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود
  8. شمارهٔ ۳۱۴زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.