پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند

عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند

فارغ شد از جهان، بحیات ابد رسید

هر جان معتقد که بعشق اقتدی کند

از معنی آمدن سوی صورت بدان که چیست

معشوق «الست » گوید و عاشق بلی کند

غافل مشو، که مایه ظلمات غافلیست

با یاد دوست باش،که جان را جلی کند

با یاد دوست از بد دشمن فراغتیم

با خود کند کسی که بعالم بدی کند؟

بیدار شو ز قده غفلت، که عشق یار

بعد از وفات قبر ترا مرقدی کند

حسنیست بی نهایت و لطفیست بی دریغ

هنگام فرصتست که قاسم کدی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵خرده بینان طریقت همه صرافانند
  2. شمارهٔ ۳۰۶آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود
  3. شمارهٔ ۳۰۷ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
  4. شمارهٔ ۳۰۸بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
  5. شمارهٔ ۳۰۹بیمن دولت محبوب عاقبت محمود
  6. شمارهٔ ۳۱۰تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود
  7. شمارهٔ ۳۱۱دل آینه صورت و معنیست عجب بود
  8. شمارهٔ ۳۱۲رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.