پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

اندرین دور، که مستان طریقت خوارند

گرچه خوارند ولی خوشدل و برخوردارند

طرفه حالی‌ست که مستان طریقت مادام

باده از جام بریزند ولی کج دارند

هر که در راه طریقت به فنایی نرسید

عارفانش به حقیقت به جوی نشمارند

عاشقان سر بنهادند به تسلیم و فنا

عاقلانند که در بند سر و دستارند

عاقلان از همه سو قصه سوسو دارند

عاشقان از همه رو شیفته دلدارند

همه شب تا به سحر ورد و دعا می‌گویند

چشم‌هایی که به یادت همه شب بیدارند

قاسمی، هان، سخن عشق به بیگانه مگوی

عارفانند که شایسته این اسرارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴آنان که بجز روی تو جایی نگرانند
  2. شمارهٔ ۳۰۵خرده بینان طریقت همه صرافانند
  3. شمارهٔ ۳۰۶آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود
  4. شمارهٔ ۳۰۷ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
  5. شمارهٔ ۳۰۸بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
  6. شمارهٔ ۳۰۹بیمن دولت محبوب عاقبت محمود
  7. شمارهٔ ۳۱۰تویی،که مرهم ریشی و غایت مقصود
  8. شمارهٔ ۳۱۱دل آینه صورت و معنیست عجب بود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.