پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

چند در مسجد و در صومعه غارت کردند

سبب این بود که میخانه عمارت کردند

باده گران شد و ذرات جهان مست شدند

من ندانم که به ساقی چه اشارت کردند؟

درد و صافی همه خوردند و به چرخ افتادند

صورت حال به «احببت » عبارت کردند

گوهر وصل تو جستند و کسی باز نیافت

گرچه عمری به جهان رو به تجارت کردند

از می صافی رخشنده انارت‌ها شد

کاسه‌ای چند درین بزم انارت کردند

هر گناهی که ز ما خسته‌دلان آمده بود

جاودان از کرم یار کفارت کردند

چه گنه کردم، ای دل، چه خطا افتادست؟

که از آن مستی و می رو به جهارت کردند

در خرابات مغان زنده‌دلان چالاک

هرکه هشیار ندیدند زیارت کردند

قاسمی عاشق بیچاره به سودای تو ماند

عاقلان میل بزرگی و صدارت کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲اندرین دور، که مستان طریقت خوارند
  2. شمارهٔ ۳۰۳هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند
  3. شمارهٔ ۳۰۴آنان که بجز روی تو جایی نگرانند
  4. شمارهٔ ۳۰۵خرده بینان طریقت همه صرافانند
  5. شمارهٔ ۳۰۶آب حیوان،که سکندر طلبش میفرمود
  6. شمارهٔ ۳۰۷ای عشق توام در دو جهان مقصد و مقصود
  7. شمارهٔ ۳۰۸بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
  8. شمارهٔ ۳۰۹بیمن دولت محبوب عاقبت محمود
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.