پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

شاد باش،ای دل من،نوبت دیدار آمد

سرنگهدار،که آن مونس دلدار آمد

یار از خلوت جان جانب بازار رسید

گل بقنطار شد و مشک بخروار آمد

هر که او وصل ترایافت بجان خواهان شد

و آنکه هجران ترا دید بزنهار آمد

ای دل، ای دل، چه نشستی؟منشین،در رقص آی

صبح صادق بدمید،آن بت عیار آمد

هر که رخسار ترا دید مسلمان شد باز

وآنکه گیسوی ترا در صف کفار آمد

دل آن خواجه،که انکار حقیقت می کرد

روی زیبای ترا دید باقرار آمد

سخن سر حقیقت بزبانها افتاد

دوست از خلوت جان جانب بازار آمد

دل،که او منکر زنار و چلیپا می بود

دید زلفین ترا،عاشق زنار آمد

هر که زلفین ترا دید دو عالم بفروخت

قاسمس روی ترا دید خریدار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵یار ببازار کاینات برآمد
  2. شمارهٔ ۲۸۶آن یار چو ناگاه ببازار برآمد
  3. شمارهٔ ۲۸۷چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
  4. شمارهٔ ۲۸۸چون ماه نو از مشرق انوار برآمد
  5. شمارهٔ ۲۸۹دلدار من از خانه ببازار برآمد
  6. شمارهٔ ۲۹۰دمید صبح سعادت،که یار باز آمد
  7. شمارهٔ ۲۹۱ازکف ساقی جان باده چو در جام آمد
  8. شمارهٔ ۲۹۲آخر،ای شوخ جهان،عشوه گری با ما چند؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.