پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرماید

شاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج

میفرستند از بهشت عدن حورانت خراج

در جواب او

شاه کمخا از سجیف و یقه دارد تخت و تاج

از برای دکمه اش دریا فرستد در خراج

محترم کرباس زردک بهر روی صوف شد

ورنه در بازار رخت او را کجا بودی رواج

پوستین قاقمی کش مه از قندس بود

صندلی آبنوس از بهر او بگزین نه عاج

بر بساط فرش غیر از یک نهالی خسب نیست

گو ببالا افکنی در شب ندارد احتیاج

ترکها باید که تا یابد اصولی طاقیه

ورنه بتوان آستینی از نمد بر ساخت تاج

از مفاصل جامه راکوئی که علت رو نمود

زانکه میآید بدرزی از اتو داغش علاج

(قاری) این والای لیموئی بغایت روبرست

من ندانم از چه شد اینگونه نارنجی مزاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرمایدجان من جان من فدای تو باد
  2. شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرمایدترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  3. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
  4. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرمایدکی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  6. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
  7. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
  8. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.