پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکاره

عقلم بخیاط میکرد کنگاج

در رخت صوفی دامانش قیغاج

بند قبا تیر پیکانست دگمه

سوزن چو ناوک رختست آماج

از پادر آمد از دست شد دل

زان موزهای صغری و تیماج

از جبیبها کرد افشاندنت هست

چون دفع پنبه از ریش حلاج

از رخت حبری نبود گزیرم

نتوان گذشتن از بحر مواج

برگرد قاقم تسمه زقنه ز

چون آبنوس است بر تخته عاج

مدح عمامه میگوی (قاری)

تا بر سرآئی از خلق چون تاج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرمایدخطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
  2. شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرمایدجان من جان من فدای تو باد
  3. شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرمایدترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  4. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
  5. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
  6. شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرمایدکی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  7. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
  8. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.