پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرماید

کس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست

خود بچشم عاشقان صورت نبندد غیر دوست

در جواب او

جز قبا و پیرهن نبود بعالم یارو دوست

تن درون پوستین باشد بسان مغزو پوست

با وجود دگمه در در گریبان هر که او

وصف گوی ریسمانی میکند بیهوده گوست

یک سر سوزن ندارد فکر رخت مردمان

آبروی رختها نزدیک گازر آب جوست

از شمیم جیب صوف و روی اطلس در جهان

شیوه و نازگلستان هر بهار ازرنگ و بوست

زیج مخفی و سطرلاب غلاف آینه

بایدت تا جامه پوشیدن بدانی کی نکوست

هم بدان آینه پشمان توان دیدن عیان

تاجل خر را چه مظهر یاعبائی را چه روست

زاستین و دامن آن کودست و لب را پاک کرد

نی زبی دسمالیست ایخواجه اینش طبع و خوست

کی ببخشش پوستین از سر برآرد هر تنی

اولش مغزی بباید تا برون آید ز پوست

(قاری) از جنس دگر هر روز رخت آرد ببر

هر که بیند گویدش این اوست یارب یا نه اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرمایدشاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
  2. شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرمایدخطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
  3. شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرمایدجان من جان من فدای تو باد
  4. شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرمایدترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  5. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
  6. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرمایدکی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  8. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.