پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵ - خواجه حافظ فرماید

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

در جواب او

قیچجی؟ بقچه رخت من و دستار کجاست

وان کلاه و کمرو موزه بلغار کجاست

روز پوشیدن رختست و بهار و صحرا

بر کسبون دار کجا استرر هوار کجاست

دارم از رخت معانی همه اجناس ولی

گوشناسنده بازار وخریدار کجاست

بیکی دلبر خیاط بفرمایم رخت

که برد جامه و بیند که کله وار کجاست

شاه اجناس بهاریست کتان اندر بار

چاک دامن شمط آید که در بار کجاست؟

من درین عقد عمایم سخنی سر بسته

دارم ای خواجه ولی محرم اسرار کجاست

طبع قاری چو عروسیست که دایم کوید

شرب کو تافته کو اطلس زرتار کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ - وله فی هذا الوزن قدس الله روحهخوشتر از حمام و رخت پاک نیست
  2. شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرمایدیارب که آن درخت گل از گلستان کیست
  3. شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرمایدمشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
  4. شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومیاز بامداد روی تو دیدن حیات ماست
  5. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  6. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  7. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  8. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.