پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرماید

مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست

یا شب و روز بجز ذکر توام کاری هست

در جواب او

مشنو ای جبه که جز پیرهنم یاری هست

یا بجز پیچش دستار مرا کاری هست

گر بگوئی که بحمل و تتقم کاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

آورم وصف غز چمته مردان بمیان

تا همه خلق بدانند که زباری هست

نه عجب سوزن اگر گشت رفیق والا

همه دانند که در صحبت گل خاری هست

انکه بر پیر کند موزه نارنجی عیب

تانکردست بپا برویش انکاری هست

صفت جامه نه چیزیست که مخفی ماند

داستانیست که در هر سربازاری هست

نه دلم میل بان دامک سردارد و بس

که بهر حلقه آن دام گرفتاری هست

قاری این عقد بدستار مدان بی سری

غالب الظن من آنست که اسراری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  2. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  3. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  4. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  5. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
  6. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  7. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  8. شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرمایددل سرا پرده محبت اوست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.