پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرماید

اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

در جواب او

ز اطلس فلکم پرده در طنبیست

بطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست

بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخک

بهم برآمده دستارکین چه بوالعجبیست

بصوف ازان جهت انگوره لقب کردند

که گه گهی لکه بروی زباده عنبیست

درین که صندلی بقچه کش بپایه رسید

سبب مپرس که آنرا دلیل بی سببیست

بر آمدن بهمه رنگ شرب و والا را

زعین قجه نمائی و غایت جلبیست

وجب وجب همه شب چارشب بپیمایم

چه صرفها که مرا در نهالی عزیست

بکیش کلکنه و دین فوطه حمام

که بقچه کردن سجاده عین بی ادبیست

برختخانه قاری خرام و زینت بین

که متکای مهش گردبالش طنبیست

ز نظم البسه قاری به فارسی گویان

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  2. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  3. شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرمایددل سرا پرده محبت اوست
  4. شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرمایدجان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
  5. شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرمایدکس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
  6. شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکارهعقلم بخیاط میکرد کنگاج
  7. شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرمایدشاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
  8. شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرمایدخطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.