پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرماید

هر دل که در هوای جمالش مجال یافت

عنقای همتش دو جهان زیر بال یافت

در جواب او

بر چتر مرغ قبه زر تا مجال یافت

قاف قطیفه شهپر او زیر بال یافت

خوش وقت آن سجیف که او بر کنار رخت

با حرب و شرب و اطلس و صوف اتصال یافت

میکرد سرکشی ببرک شده زان جهت

خود را سیه گلیم و پراکنده حال یافت

تا گشت خاک مقدم زیلوچه بوریا

ای بس که در طریق نمد گوشمال یافت

سوزن بدرز روسی و والا و بیت کرد؟

عمری بسر دوید و بآخر محال یافت

در گلستان شمیم کلی و جگن دلم

در جیب و آستین صبا و شمال یافت

هر جامه بود لایق چیزی بدوختن

کتان بدرز بخیه وکاسر شلال یافت

(قاری) که خو بجبه کرباس خود گرفت

از صوف عاریت طلبیدن ملال یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرمایدجان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
  2. شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرمایدکس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
  3. شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکارهعقلم بخیاط میکرد کنگاج
  4. شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرمایدشاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
  5. شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرمایدخطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
  6. شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرمایدجان من جان من فدای تو باد
  7. شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرمایدترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  8. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.