پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرماید

دل سرا پرده محبت اوست

دیده آئینه دار طلعت اوست

در جواب او

شمله کین عزتم زدولت اوست

گردنم زیر بار منت اوست

جان هوادار وصل خرگاهست

دل سراپرده مودت اوست

این یکی کندلان زد آن خیمه

فکر هر کس بقدر همت اوست

شاهدی کر بسر گند معجر

دیده آتینه دار طلعت اوست

عاشق عنبرینه جیبم

سینه گنجینه محبت اوست

خانهای سلق خراب مباد

کانچه دارم زیمن دولت اوست

گرو صحبت آنکه روزی بست

آرزویش همیشه صحبت اوست

(قاری) آندم که رخت نو پوشد

همه عالم گواه عصمت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرمایدکس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
  2. شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکارهعقلم بخیاط میکرد کنگاج
  3. شمارهٔ ۳۲ - خواجه سعدالدین نصیر فرمایدشاه حسنی از تو یابد زیب و زینت تخت و تاج
  4. شمارهٔ ۳۳ - کمال خجندی فرمایدخطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح
  5. شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرمایدجان من جان من فدای تو باد
  6. شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرمایدترسم که اشک در غم ما پرده در شود
  7. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
  8. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.