پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرماید

یارب که آن درخت گل از گلستان کیست

وان پسته شکر شکن از نقلدان کیست

در جواب او

باز این قماشهای نفیس ازدکان کیست

وین طرفه رختهای نواز جامه دان کیست

از پوشیم بتاب و ببندم ز پیش بند

تا آن ز بقچه که و این از میان کیست

بینید شده بر سر بیدق مخنثان

هیهات دست پیچ شما بادبان کیست

منعم هنوز کهنه نشد صوفش و فقیر

ده ده قدک دریده نگه کن زیان کیست

آنجامه اتو زده و آنصوف سر بمهر

اینجا نگر که داغ که آنجا نشان کیست

آن پیش شاخ شرب چه شوخست در نظر

گویندگان درخت گل از گلستان کیست

هر کس که دید معنی قاری درین لباس

پرسید کاین متاع نفیس ازدکان کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومیاز بامداد روی تو دیدن حیات ماست
  2. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  3. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  4. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  5. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  6. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
  7. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  8. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.