پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومی

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست

امروز باز روی تو دیدن چه دلرباست

در جواب او

از بامداد پیرهن نوحیوه ماست

امروز باز خشخش مخفی چه دلرباست

امروز روز خرمی و عید پوششست

امروز هر لباس که در برکنی رواست

پیش کسی که کرد مرا عیب پوستین

سرمای صبح دید و زمن عذرها بخواست

زرینهای گفته سر دستیم بشعر

چون نیک بنگری همه انگشترین ماست

آن روی باشدم که بود رویش آستر

آن روی از که جویم و این آستر کجاست

قاری بمهر رخت چو ذرات بخیها

یا چون نجوم ثابت و سیاره سماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  2. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  3. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  4. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
  5. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  6. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  7. شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرمایددل سرا پرده محبت اوست
  8. شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرمایدجان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.