پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرماید

روز وصلم قرار دیدن نیست

شب هجرانم آرمیدن نیست

در جواب او

چون زرم بهر نوخریدن نیست

چاره جز کهنه را دریدن نیست

یک تن بی لحاف و زیر افکن

وقت آسایش آرمیدن نیست

هر بده روز میدرد رختی

انکه از جامه اش بریدن نیست

چند کردم بگرد خوان مزاد

بختم ازرخت غیر دیدن نیست

گاه پیچش زکهنگی دستار

برسرش طاقت کشیدن نیست

مسکنی نیست لایقم ورنه

فرشش از بهر گستریدن نیست

قاری از بس که موزه اش تنکست

برهش زهره دویدن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  2. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  3. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
  4. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  5. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  6. شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرمایددل سرا پرده محبت اوست
  7. شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرمایدجان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
  8. شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرمایدکس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.