پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرماید

کسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست

جدانگشت زمانی زما و بی ما نیست

در جواب او

بحسن اطلس چرخی سپهر والانیست

مثال تافته خورشید عالم آرا نیست

ببقچه منگر کوتهی شد از والا

چو فت گل زچمن موسم تماشا نیست

چه میبری زره از چکمه دورو ما را

در ینمقام که مائیم زیر و بالا نیست

اگر ترا سرو پائیست در نظر دایم

مراز فکر سرو پا بهیچ پروا نیست

بآسمان قد دیبا اگر کشد والا

اگر نه در بر اطلس رخیست والا نیست

غرض زجامه والای شاهدی قاری

یقین بدان که درو غیر عرض کالا نیست

نگر بصوف کتان گو چه نقش میبازد

زهی دغل که حجابش ز روی کمخانیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  2. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
  3. شمارهٔ ۲۶ - شیخ سعدی فرمایداین باد روح پرور ازان کوی دلبرست
  4. شمارهٔ ۲۷ - سلمان ساوجی فرمایدهر دل که در هوای جمالش مجال یافت
  5. شمارهٔ ۲۸ - خواجه حافظ فرمایددل سرا پرده محبت اوست
  6. شمارهٔ ۲۹ - سید جلال الدین عضد فرمایدجان ما دوری زخاک کوی جانان برنتافت
  7. شمارهٔ ۳۰ - شیخ سعدی فرمایدکس بچشمم در نمیآید که گویم مثل اوست
  8. شمارهٔ ۳۱ - من نوادر افکارهعقلم بخیاط میکرد کنگاج
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.