پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴ - خواجه حافظ فرماید

بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت

واندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

در جواب او

مرغ مدفونی گلی از شرب در منقار داشت

برگلستانی زکمخا نالهای زار داشت

گفتمش چون چرخ ابریشم فغان در وصل چیست

گفت ما را گلعذار شرب دراینکار داشت

اطلس ارباکاستر ننشست جرم بقچه چیست

پادشاهی کامران بود از گدایان عار داشت

نقشد وز جامه را دیدم چو نقاشی که او

دایره دامان و چاکش هیئات پر کار داشت

رانده قیغاج خشیشی کرد آن کمخای سبز

شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

برخور ایصاحب زار مک با تو گرچه کهنه شد

خرم آن گز نازنینان بخت برخوردار داشت

آفرین بر شعر باف طبع قاری کو به شعر

از همه جنس و قماش معنوی در بار داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرمایددل ندارد هر که او را درد نیست
  2. شمارهٔ ۱۷ - وله فی هذا الوزن قدس الله روحهخوشتر از حمام و رخت پاک نیست
  3. شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرمایدیارب که آن درخت گل از گلستان کیست
  4. شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرمایدمشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
  5. شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومیاز بامداد روی تو دیدن حیات ماست
  6. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  7. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  8. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.