پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرماید

دل ندارد هر که او را درد نیست

وانکه این دردش نباشد مرد نیست

در جواب او

جامه بیچاک صاحبدرد نیست

غیر یکتائی بپوشش فرد نیست

از گل بستان چو نازی پیش ما

غیر کمخا در گلستان ورد نیست

گر سقر لاطش غبار از پر زهست

در میان صوف باری گرد نیست

هر که هر روزی نبخشد خلعتی

در میان جامه پوشان مرد نیست

نیزه قندس سمور تیغ دار

زین دو به بهره نبرد برد نیست

شهوت انگیزی ببازار قماش

شوخ چون والای سرخ وزرد نیست

قاری اشعار تو در اوصاف رخت

عید بطنان را یقین در خورد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرمایدیارب که آن درخت گل از گلستان کیست
  2. شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرمایدمشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
  3. شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومیاز بامداد روی تو دیدن حیات ماست
  4. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  5. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
  6. شمارهٔ ۲۳ - خواجه حافظ فرمایدمیان ما و جمالش محبت ازلیست
  7. شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرمایداگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
  8. شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرمایدعیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.