پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳ - نیر کرمانی فرماید

سرو بالای تو سر تا پا خوش است

راستی آن قامت زیبا خوش است

در جواب او گوید

قد صوف سبز سرتا پا خوش است

وان بزکتان ببریک لاخوش است

هر که میگیرد دلارامی ببر

نوعروس خلعت زیبا خوش است

چون حباب آب واختر برسما

موج صوف و نقش آن کمخا خوش است

نیزه قندس سمور تیغ دار

بهر حرب لشکر سرما خوش است

در شتاب سیر برچرخ قماش

صورت ماکو هلال آسا خوش است

قاری اوصاف سراپا میکنی

لاجرم شعر تو سر تا پا خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ - خواجه حافظ فرمایدای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
  2. شمارهٔ ۱۶ - سید نعمت الله فرمایددل ندارد هر که او را درد نیست
  3. شمارهٔ ۱۷ - وله فی هذا الوزن قدس الله روحهخوشتر از حمام و رخت پاک نیست
  4. شمارهٔ ۱۸ - امیر خسرو فرمایدیارب که آن درخت گل از گلستان کیست
  5. شمارهٔ ۱۹ - شیخ سعدی فرمایدمشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
  6. شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومیاز بامداد روی تو دیدن حیات ماست
  7. شمارهٔ ۲۱ - شیخ سعدی فرمایدروز وصلم قرار دیدن نیست
  8. شمارهٔ ۲۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدکسی بحضرت او ره نبرد وتنها نیست
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.