پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

خوش آنکه غم سیم‌بری داشته باشد

وز غم همه‌دم چشم تری داشته باشد

صاحب‌نظر آنست که چون چشم گشاید

با ماه‌لقایی نظری داشته باشد

ثابت‌قدم آنست که غافل ننشیند

در کوی محبت گذری داشته باشد

هر بی‌خبری را چه کنم بنده آنم

کز حال دل من خبری داشته باشد

با هیچ هنر نیست پسندیده من کس

گر عشق بورزد هنری داشته باشد

سهلست فراغت سگ آنم که همیشه

غمگین‌دل و خونین‌جگری داشته باشد

جان نذر غم عشق تو کردست فضولی

حاشا که خیال دگری داشته باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد
  2. شمارهٔ ۱۸۷نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد
  3. شمارهٔ ۱۸۸رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد
  4. شمارهٔ ۱۸۹چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد
  5. شمارهٔ ۱۹۰ناله گره از رشته کارم نگشاید
  6. شمارهٔ ۱۹۱گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند
  7. شمارهٔ ۱۹۲نه تنها جان من دردی ز گل رخساره دارد
  8. شمارهٔ ۱۹۳دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.