پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

دل اغیار بر من از غم جانانه می‌سوزد

ز جور آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد

اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد

زبان شمع را سوز دل پروانه می‌سوزد

نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت

نه ای  چون من ، که کمتر آتشِ من خانه می‌سوزد

ز برق آه دل غافل مباش از سینه‌ام ای جان

برون کش رخت خود امشب که این ویرانه می‌سوزد

سرشکم قطره قطره ز آتش دل محو می گردد

دریغ از خرمن عمرم که دانه دانه می سوزد

شبی افسانه شوق تو می‌گفتند در مجلس

مرا چون شمع هر شب شوق آن افسانه می‌سوزد

فضولی نیست غمخواری دل ویرانه را شب‌ها

به جز داغی که هردم بر دل دیوانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴خوش آنکه غم سیم‌بری داشته باشد
  2. شمارهٔ ۱۸۵گفتمش دل ز غمت زار و حزین می‌باید
  3. شمارهٔ ۱۸۶می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد
  4. شمارهٔ ۱۸۷نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد
  5. شمارهٔ ۱۸۸رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد
  6. شمارهٔ ۱۸۹چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد
  7. شمارهٔ ۱۹۰ناله گره از رشته کارم نگشاید
  8. شمارهٔ ۱۹۱گر فلک با تیغ کین بر سینه ام چاک افکند
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.