پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد

ترحمی بمن مبتلا نخواهد کرد

چو تیر تا نفتد دور ازان کمان ابرو

رقیب در دل ما هیچ جا نخواهد کرد

کمست مهر بتان آن قدر که گر همه را

کنند جمع بیک کس وفا نخواهد کرد

بتی که حال دل زار عاشقان داند

بعاشقان جفاکش جفا نخواهد کرد

گر افکند بگریبان دل غمت صد چاک

ز دست دامن عشقت رها نخواهد کرد

هلاک ما مطلب زانکه در ره عشقت

کسی ز اهل وفا کار ما نخواهد کرد

ز باغ وصل فضولی گلی نخواهد چید

کسی که صبر بداغ بلا نخواهد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳لطیفست آن پری آن به که از مردم نهان آید
  2. شمارهٔ ۱۸۴خوش آنکه غم سیم‌بری داشته باشد
  3. شمارهٔ ۱۸۵گفتمش دل ز غمت زار و حزین می‌باید
  4. شمارهٔ ۱۸۶می‌کنم اظهار غم ساقی شرابم می‌دهد
  5. شمارهٔ ۱۸۷نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد
  6. شمارهٔ ۱۸۸رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد
  7. شمارهٔ ۱۸۹چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد
  8. شمارهٔ ۱۹۰ناله گره از رشته کارم نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.