پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید

آه این چه ظلم بود که بر آسمان رسید

در سینه داشتیم نهان شوق غمزه ات

کردیم فاش کار و چو بر استخوان رسید

چشم از کمان ابروی او بر نداشتیم

بر ما هزار تیر ملامت ازان رسید

تیر بپایم زده وه چه گویمت

کز دست تو چها بمن ناتوان رسید

دارم هوای وصل تو اما چه فائده

جایی که قدر تست کجا می توان رسید

گر آفتی رسید بگل ز آه بلبلست

ای بی خبر مگو که ز باد خزان رسید

ای دل چرا سر از غم جانان نمی کشی

تا کی کشد غم تو فضولی بجان رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد
  2. شمارهٔ ۱۶۰هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
  3. شمارهٔ ۱۶۱ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
  4. شمارهٔ ۱۶۲ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
  5. شمارهٔ ۱۶۳تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
  6. شمارهٔ ۱۶۴جان بیرون رفته را بویت به تن می‌آورد
  7. شمارهٔ ۱۶۵دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
  8. شمارهٔ ۱۶۶نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.