پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

بخت بد بی‌اختیار از کوی یارم می‌برد

بی‌قرارم می‌کند بی‌اختیارم می‌برد

چون نگریم در طریق عشق ترک اعتبار

در میان پاکبازان اعتبارم می‌برد

التفاتی نیست بر حالم ز اهل این دیار

وه که این بی‌التفاتی زین دیارم می‌برد

تا چه بد کردم درین کشور که بهر کام دل

آنکه با صد عزتم آورد خوارم می‌برد

وه چه حالست این که دور دون بدین محنت‌سرا

شادمان می‌آورد هربار زارم می‌برد

بر سر آن کوی تا یابم به کام دل قرار

چرخ خاکم کرده بود اکنون غبارم می‌برد

من فضولی نیستم سرگشته عالم به خود

اینچنین بی‌خود به هرسو روزگارم می‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
  2. شمارهٔ ۱۵۸کلکی که صورت من و آن دلربا کشید
  3. شمارهٔ ۱۵۹نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد
  4. شمارهٔ ۱۶۰هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
  5. شمارهٔ ۱۶۱ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
  6. شمارهٔ ۱۶۲ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
  7. شمارهٔ ۱۶۳تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
  8. شمارهٔ ۱۶۴جان بیرون رفته را بویت به تن می‌آورد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.