پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

پری‌رخان به جفا قصد جان ما مکنید

وفا کنی به عشاق خود جفا مکنید

ز انتظار بتر در جهان بلایی نیست

نمی کنید وفا وعده وفا مکنید

بهر که دوستی می کنید در حق او

طریق صدق رعایت کنید یا مکنید

رقیب از ره و رسم وفاست بیگانه

ز بهر خاطر او ترک آشنا مکنید

ز تیر غمزه دل خسته را نصیب دهید

غنیمت است ثواب چنین خطا مکنید

میفکنید بدلها گره ز بهر خدا

گره ز سلسله مشکبار وا مکنید

ز زلف و خال و خط خود جدا فضولی را

اسیر دام غم و محنت و بلا مکنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵بخت بد بی‌اختیار از کوی یارم می‌برد
  2. شمارهٔ ۱۵۶در دل باختلاط کسانم هوس نماند
  3. شمارهٔ ۱۵۷بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
  4. شمارهٔ ۱۵۸کلکی که صورت من و آن دلربا کشید
  5. شمارهٔ ۱۵۹نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد
  6. شمارهٔ ۱۶۰هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
  7. شمارهٔ ۱۶۱ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
  8. شمارهٔ ۱۶۲ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.