پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند

من و جدایی ازان سرو قد خدا نکند

بصوت ناله نهفتم صدای سیل سرشک

که شرح راز دلم پیش کس ادا نکند

چو استخوان نشانه چه مرده باشد

که ناوک تو رسد جان خود جدا نکند

گرفت آینه طبع را غبار الم

چه گونه دل طلب جام غم زدا نکند

صدای نی همه در دست نیست باد کسی

که کسب و جد ز ادراک این صدا نکند

کسی که دست ارادت بپیر عشق نداد

بهیچ مرشدی آن به که اقتدا نکند

فضولی از تو اگر یار غافلست مرنج

شهی چه باشد اگر رغبت گدا نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲هر پری‌چهره که دوران به جهان می‌آرد
  2. شمارهٔ ۱۵۳پری‌رخان به جفا قصد جان ما مکنید
  3. شمارهٔ ۱۵۴ای که گویی که دلت خون نشود چون نشود
  4. شمارهٔ ۱۵۵بخت بد بی‌اختیار از کوی یارم می‌برد
  5. شمارهٔ ۱۵۶در دل باختلاط کسانم هوس نماند
  6. شمارهٔ ۱۵۷بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
  7. شمارهٔ ۱۵۸کلکی که صورت من و آن دلربا کشید
  8. شمارهٔ ۱۵۹نکویی گرد بادست این که بر من خاک می‌بارد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.