پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹

کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا

وصال بحر کجا گمره تراب کجا

در انتظار قدومت بجان رسید دلم (کذا)

کجاست وعده وصلی از آن جناب کجا

گهی قرار دهم آن که بینمت در خواب

قرار چیست، صبوری کدام و خواب کجا

بمان بمان دو سه روزی مگر به کام رسی

کجا همی روی ای جان بدین شتاب کجا

بیا بیا که کتاب خداست بی تو غریب

کجاست دانش بی‌‏دانشان، کتاب کجا

چه نسبت است به علم تو دانش کس را

چراغ مژده کجا، قرص آفتاب کجا

ز علم خویش چراغی فرست تا بینم

ره خطاست کدام و ره صواب کجا

چو کحل دیده ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

به هرزه از پی او هر طرف چو پوئی فیض

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱ای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
  2. شمارهٔ ۱۲در دل ز حق تعالی، شکریست بی‏نهایت
  3. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
  4. شمارهٔ ۱۴برای دوست رفیقی که خالی از خلل است
  5. شمارهٔ ۱۵هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست
  6. شمارهٔ ۱۶تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
  7. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  8. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.