پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

مژده وصل آن رفیع جناب

آمد از نزد حق به نص کتاب

می‏وزد از درش نسیم بهشت

بوی رحمان از این نفس دریاب‏

اینک اینک رسید وقت لقا

السرور، السرور، یا احباب

هاتف غیبم این پیام آورد

کابشروا بالقدوم یا اصحاب

قد دنا محضری بحضرتکم

هین برون آمدیم از جلباب

وقت آن شد که وصل ما گردد

مرهم زخم سینه‌‏های کباب‏

العجل، العجل، بلاء مهل

الحضور، الحضور، هان بشتاب

بسته شد باب فیض بر رخ فیض

افتتح یا مفتّح الابواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲در دل ز حق تعالی، شکریست بی‏نهایت
  2. شمارهٔ ۱۳منم که مهر نبی و ولی پناه من است
  3. شمارهٔ ۱۴برای دوست رفیقی که خالی از خلل است
  4. شمارهٔ ۱۵هان مژده ای بیار صبا از دیار دوست
  5. شمارهٔ ۱۶تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
  6. شمارهٔ ۱۷صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
  7. شمارهٔ ۱۸برا امام که بنیاد عمر بر باد است
  8. شمارهٔ ۱۹به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.