پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

به علم آل نبی هر کسی که ره دانست

درِ دگر زدن اندیشه تبه دانست

بر آستانه ایشان هر آن که راهی یافت

به روی ارض ملک را قرارگه دانست

درِ مدینه علم رسول هر که شناخت

به گنجهای حقایق تمام ره دانست

نیافت افسر حُبّ علی مگر آن کس

که سرفرازی عالم در این کلَه دانست‏

ورای دوستی خاندان ز ما مطلب

که شیخ مذهب ما غیر از این، گنه دانست

دلم ز اهل نفاق و صحابه شد بیزار

چرا که شیوه این قوم دل سیه دانست

تو پادشاه زمانی و من گدای درت

خوش آن گدا که درِ چون تو پادشه دانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ما را امام هست و یارا چه حاجت است
  2. شمارهٔ ۲۲مهر پیغمبر و آلش چه بود تخم بهشت
  3. شمارهٔ ۲۳روضه خلد برین تربت اهل البیت است
  4. شمارهٔ ۲۴هر کسی کو از طریق اهل بیت آگاه نیست
  5. شمارهٔ ۲۵شد دین خراب این همه فسق جهار چیست
  6. شمارهٔ ۲۶حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  7. شمارهٔ ۲۷یا رب سببی ساز که آن ختم امامت
  8. شمارهٔ ۲۸سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.