پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

هر کسی کو از طریق اهل بیت آگاه نیست

هرچه گوید در حق ما جای هیچ اکراه نیست

جمع کن خاطر که آل مصطفی را پی روی

بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

طاعت آل پیمبر کار حق‏جویان بود

اهل باطل را به کوی آن جماعت راه نیست‏

چیست باعث بر خفای مهدی آخر زمان

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

هردم از عمر است بر ما چون دم تیغ از فراق

این همه زخم نهان است و مجال آه نیست

هرچه هست از قامت ناساز بی‏اندام ماست

ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

این همه ناقابلی از ذات خود داریم ما

ورنه منع و بخل و کوتاهی در آن درگاه نیست

فیض اگر در راه دنیا جهد و جد کم می‏کند

بنده دین است او در بند مال و جاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  2. شمارهٔ ۲۷یا رب سببی ساز که آن ختم امامت
  3. شمارهٔ ۲۸سئوال طلعت از آن حضرت ارچه بی‏ادبی است
  4. شمارهٔ ۲۹برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است
  5. شمارهٔ ۳۰بیا بیا که ز هجر تو کار دل زاریست
  6. شمارهٔ ۳۱مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیست
  7. شمارهٔ ۳۲دل سراپرده محبت اوست
  8. شمارهٔ ۳۳کس نیست که او منتظر وصل شما نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.