پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است

ببین به جای که بنشسته‏ای چه بیداد است

به کام تا نرساند مرا هوای امام

نصیحت همه عالم به گوش من باد است

اگرچه شوق حضورش خراب کرد مرا

مقام رتبه من زین خرابی آباد است

حدیث سر نهان که او چراست نهان

دقیقه ‏ایست که هیچ آفریده نگشاد است

در انتظار توأم حرف خلد رفت از یاد

اسیر شوق تو از هر دو عالم آزاد است

منال فیض ز بیداد هجر دوست که دوست

تو را نصیب همین کرده است و این داد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیست
  2. شمارهٔ ۳۲دل سراپرده محبت اوست
  3. شمارهٔ ۳۳کس نیست که او منتظر وصل شما نیست
  4. شمارهٔ ۳۴روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  5. شمارهٔ ۳۵ای هدهد صبا به سبا می‏‌فرستمت
  6. شمارهٔ ۳۶رواق منظر چشم من آشیانهٔ تست
  7. شمارهٔ ۳۷راز دل با تو گفتنم هوس است
  8. شمارهٔ ۳۸ای تو ما را راحت جان الغیاث
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.