پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ای هدهد صبا به سبا می‏‌فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می‌‏فرستمت

یعنی ز ما به مهدی هادی پیام بر

کو روز و شب دعا و ثنا می‏‌فرستمت

هر صبح و شام قافله‏‌ای از دعای خیر

در صحبت شمال و سبا می‏‌فرستمت

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست

می‏‌بینمت عیان و دعا می‏‌فرستمت

تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب

جان عزیز خود به فدا می‌‏فرستمت

ای دل بیا که هاتف غیبم به مژده گفت

با درد صبر کن که دوا می‌‏فرستمت

ای فیض، جان به تحفه به نزدیک او ببر

بشتاب هان به وصل و لقا می‌‏فرستمت

حیف است طایری چو تو در خاکدان غم

زینجا به آشیان بقا می‏‌فرستمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷راز دل با تو گفتنم هوس است
  2. شمارهٔ ۳۸ای تو ما را راحت جان الغیاث
  3. شمارهٔ ۳۹توئی به جای دو جدت سر جهان را تاج
  4. شمارهٔ ۴۰تو را امام زمان گر در اختفاست صلاح
  5. شمارهٔ ۴۱ز هجر مهدی هادی است کار و بارم تلخ
  6. شمارهٔ ۴۲گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
  7. شمارهٔ ۴۳دست از طلب ندارم تا کام من برآید
  8. شمارهٔ ۴۴صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.