پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاد

اظهار غم شوق امامم به سر افتاد

آمد به زبان قصه پر غصه مهدی

وان راز که بر دل بنهفتم به در افتاد

از دشمن ایشان طمع خیر مدارید

کش روز ازل قرعه طینت به شر افتاد

بس تجربه کردم در این دیر مکافات

با آل نبی هر که در افتاد بر افتاد

اصحاب پیمبر همه را نیک مدان فیض

زان قوم بسی بود که از بد بتر افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶نفس باد صبا مشک‏‌فشان خواهد شد
  2. شمارهٔ ۴۷همای اوج سعادت به دام ما افتد
  3. شمارهٔ ۴۸زهی خجسته زمانی که یار باز آید
  4. شمارهٔ ۴۹اگر آن نائب رحمان ز درم باز آید
  5. شمارهٔ ۵۰کو ره آن که نهم سوی شما گامی چند
  6. شمارهٔ ۵۱چو باد عزم سرای امام خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۵۲مرا شوق حضور او ز سر بیرون نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۵۳به کوی مهدی هادی گذر توانی کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.